دیجی اوزا
0 محصولات نمایش سبد خرید

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

هر آنچه لازم است انجام می دهم 2009 Patricia Kaas : Et Sil Fallait Le Faire

ساک ورزشی مدل FN

 

 

اگر لازم باشد من زمین را نگه میدارم و خورشید را خاموش میکنم
S’il fallait le faire J’arreterais la terre J’eteindrais la lumiere

تا تو همچنان بخوابی
Que tu restes endormi.

اگر لازم باشد، برای راضی کردن تو بادهای مخالف را برافراشته میکنم
S’il fallait pour te plaire ,Lever des vents contraires

و در بیابانی خالی از حیات من دریا میسازم…
Dans un desert sans vie Je trouverais la mer

و اگر لازم باشد من باران را متوقف خواهم کرد
,Et s’il fallait le faire J’arreterais la pluie

باران را به عقب می اندازم برای دوام زندگیمان
Elle fera demi-tour Le reste de nos vies

اگر لازم باشد برای راضی کردن تو هرشب به تو گوش خواهم داد هرگاه که تو از عشق سخن بگویی
S’il fallait pour te plaire T’ecouter chaque nuit Quand tu parles d’amour

من نیز خواهم گفت … تا تو همچنان بنگری با نگاهی عمیق در چشمانم
J’en parlerais aussi Que tu regardes encore Dans le fond de mes yeux

و هنوز در آن ها ببینی
Que tu y vois encore

پرحرارت ترین شعله ها را
Le plus grand des grands feux

و دستت به تن من بپیچد به هر آنجایی که می خواهد اگر روزی تو به دوردست ها پرواز کنی من نیز به دنبال تو خواهم آمد، اگر بتوانم…
Et que ta main se colle Sur ma peau, ou elle veut. Un jour si tu t’envoles Je suivrais, si je peux

اگر لازم باشد در برابر زمستان می ایستم با وزش نسیم بهاری
,Et s’il fallait le faire Je repousserais l’hiver A grands coups de printemps

و سپیده دم های طولانی و روشن اگر لازم باشد برای راضی کردن تو زمان را متوقف خواهم کرد
Et de longs matins clairs S’il fallait pour te plaire J’arreterais le temps

تا همه ی کلمات دیروز تو
Que tous tes mots d’hier

با من بمانند
Restent a moi maintenant

Que je regarde encore Dans le bleu de tes yeux, Que tes deux mains encore Se perdent dans mes cheveux,
من هنوز تماشا میکنم آبی چشمانت را دستانت هنوز گم شده است میان موهایم

Je ferai tout plus grand, Et si c’est trop ou peu,
هرچیزی را بهتر خواهم کرد اگر که زیاد بود یا کافی نبود

تمام مدت در اشتباه بودم که تو چه میخواهی…بی شک هرچیزی را فدا خواهم کرد تنها اگر تو آن را باور داشته باشی،
J’aurais tort tout le temps .Si c’est ca que tu veux Je veux bien tout donner ,Si seul’ment tu y crois

قلب من از شدت درد میخواهد به خونریزی بیفتد
Mon cur veut bien saigner

اگر فقط تو این را ببینی
,Si seul’ment tu le vois

که من هیچ نیستم
Jusqu’a n’etre plus rien

جز سایه ای از شب های تو که من هیچ نیستم
,Que l’ombre de tes nuits Jusqu’a n’etre plus rien

جز سایه ای به دنبال تو
Qu’une ombre qui te suit

Et s’il fallait le faire…
و هرآنچه لازم است انجام میدهم

0/5 (0 نظر)
0
دیدگاه‌های نوشته

*
*